ماه خدا

شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللّه عَز َّوَ جَلَّ وَ هُوَ شَهرٌ يُضاعِفُ اللّه‏ُ فيهِ الحَسَناتِ وَ يَمحو فيهِ السَّيِّئاتِ وَ هُوَ شَهرُ البَرَكَةِ؛
ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است كه خداوند در آن حسنات را مى‏افزايد و گناهان را پاك مى‏كند و آن ماه بركت است.


 

نوشته شده توسط ( اميد به رب ) در شنبه هفتم تیر 1393 ساعت 17:55 موضوع | لینک ثابت


سلام بر مهدی(عج الله)

سوختگانت را تبریکی خدائی باد که اینک باز در بهاران نیمه، موکب همایونیت از راه می‏رسد و شمس فروزان چهره ات، از پس ظلمت شبهای فراق، در میان ماه، طالع می‏شود.

یا اباصالح،
شب میلاد تو، هنگامه گشودن پنجره های امید است به روی بغضِ ستم دیدگان بی پناه تاریخ.
میلاد امید مستضعفان و آخرین امام شیعیان مبارک


 

نوشته شده توسط ( اميد به رب ) در پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393 ساعت 12:25 موضوع | لینک ثابت


سلام بر مهدی(عج الله)


امشب رسد از سامره بوی گل نرگس 

  گلها همه چشم‎اند به سوی گل نرگس

یعقوب شنیده است بـوی پیرهن امشب

مهدی زده لبخند به روی حسن امشب


 

نوشته شده توسط ( اميد به رب ) در پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393 ساعت 12:24 موضوع | لینک ثابت


سلام بر مهدی(عج الله)

سلام بر مهدی ، صاحب شب قدر و عصاره عصر

سلام بر آن عزیزی که کمال موسی و بهاء عیسی و صبر ایوب با اوست ، وآنکه سفینه النجاه در وصفش فرمود:

او که برخیزد عالمی را برخیزاند وبه دنبال خویش کشاند

مهدی جان تو که بیایی نه زلزله ای خانه برانداز به پا می شود ، نه سیل های مهیب جاری می شود

نه آسمان تازیانه کوبنده ی طوفان خویش رابر خانه خواهد کوفت

باران می بارد اما به نرمش

باد می وزد ام به آرامش

وزمین می گردد اما به آسایش

در تمام گیتی

طراوت ولطافت پدید می اید

وهستی به کمال خود می رسد

چه ظهورت برکت و رحمت ونعمت به همراه دارد

پس دوست من

هرچه بیشتر برای تعجیل ظهورش دعاکن.

 

اللهم عجل الولیک الفرج


 

نوشته شده توسط ( اميد به رب ) در پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393 ساعت 12:20 موضوع | لینک ثابت


سیدساجدین

 

سلام خدا بر حسین(ع) وبرتو علی بن حسین (ع) وبر یاران تو

وپدرشهیدت، ای فرزند نماز وای پدر دعا.

 

امروز نواده علی (ع) ، زاده پاکی ها، زائرخاطرات سرخ نینوا ،

شاهد شهامت وشیدایی ، چشم می گشاید.

 

میلاد علی بن الحسین زین العابدین(ع) ، سرچشمه نور معارف

و مروج ناگفته های عاشورا مبارک باد.


 

نوشته شده توسط ( اميد به رب ) در سه شنبه سیزدهم خرداد 1393 ساعت 9:19 موضوع | لینک ثابت


سرداب حضرت ابوالفضل(ع)

بنای حرم حضرت ابوالفضل‌(ع) از همان ابتدا بر روی اين سرداب و آب بنا شده و اين امر تأثيری بر روی استحکام حرم حضرت نداشته است.

 










حرم حضرت عباس(ع)

 

آستان مقدس حضرت عباس(ع) تاریخ مشترکی با آستانه سیدالشهداء ابی‌عبدالله‌الحسین(ع) دارد و یکی از مهمترین زیارتگاه‌های شیعیان جهان است. حضرت عباس(ع)، که به امر برادرش سیدالشهداء(ع) به منظور تهیه آب برای خیمه‌گاه خاندان نبوت به فرات رفته بود، در یک جنگ دلیرانه به شهادت رسید و بنا به درخواست این حضرت از امام حسین (ع) پیکر مطهر ایشان را دور از خیمه‌گاه به خاک سپردند.

 














مقام کف‌العباس در کربلا

تصويری از مقام دست راست و دست چپ حضرت ابوالفضل العباس(ع) که در کربلای معلی قرار دارد.




میدان مشک در کربلای معلی

محلی که به مشک حضرت عباس مورد اصابت تیر قرار می‌گیرد و تمامی امید آن حضرت برای رساندن به خیمه‌گاه از دست می‌رود.






طرح‌های گرافیکی ولادت حضرت عباس(ع)












 

نوشته شده توسط ( اميد به رب ) در دوشنبه دوازدهم خرداد 1393 ساعت 11:14 موضوع | لینک ثابت


علمدار حسین(ع)

مقام حضرت عباس (ع)

مقام حضرت عباس (ع)

نويسنده: سيد محمد ناظم زاده قمي



مقام علمی عباس(علیه السّلام)

حضرت عباس(علیه السّلام) در خانه اي زاده شد كه جايگاه دانش و حكمت بود. آن جناب از محضر اميرمومنان، امام حسن و امام حسين(علیه السّلام) كسب فيض كرده است. لذا از علی بن ابیطالب(ع) در مورد حضرت عباس (علیه السّلام) نقل شده است كه فرموده اند: "ان ولدى العباس زق العلم زقا، يعني همان طور كه پرنده به جوجه خود مستقيماً غذا مي دهد، اهل بيت(ع) نيز مستقيماً به آن حضرت علوم و اسرار را آموختند."
و همچنین روایتی بدین مضمون از امامان معصوم (ع) نقل شده است که فرموده اند: "همانا عباس بن علی علم را چون غذا از پدرش وارد جان خویش نموده است."
علامه شيخ عبدالله ممقاني در كتاب نفيس تنقيح المقال، در مورد مقام علمي و معنوي ايشان گفته است: "آن جناب از فرزندان فقيه و دانشمندان ائمه (ع) و شخصيتي عادل، مورد اعتماد، با تقوا و پاك بود."

مقام عرفانی قمر بنی هاشم(ع)

اگر به زندگي و حالات حضرت ابوالفضل‌(ع) از اين منظر نگريسته شود، مشخص می شود كه آن حضرت نماد راستين عرفان است. و مقامات سلوك را به بهترين شيوه طي نموده است. مخصوصا وقتی در حالات آن حضرت در روز عاشورا دقت می شود، برخي از مقامات عرفاني آن حضرت نمود پیدا می کند كه به برخي از آن مقامات اشاره ای داریم:

مقام اخلاص

يكي از منازل مهم عرفاني منزل اخلاص است. اخلاص داراي سه درجه است:
1 - انجام خالصانه عمل بدون چشمداشت پاداش.
2 - كافي ندانستن سعي و عمل خود.
3 - آنكه خود و كار و عمل خود را در مسير اراده حق هيچ نداند و همه چيز را از خداوند بداند.
حضرت ابوالفضل‌(ع) جان خويش را در راه خدا در طبق اخلاص مي‌نهد و از هيچ رنج و زحمتي هراس به دل راه نمي‌دهد. اين شهامت و ايثار وي حكايت از ميزان اخلاص او دارد در آن رجز زيباي حضرت اين نكته به روشني نهفته است: "والله ان قطعتموا يميني / اني احامي ابدا عن ديني." که هدف او در اين بيت نهفته است چرا كه او حاضر نيست از هدف خويش دست بردارد و اين نهايت اخلاص است.

مقام صبر

يكي دیگر از منازل مهم در عرفان عملي منزل صبر است. صبر در عرفان عملي عبارت است از آنكه سالك نفس خويش را با وجود جزع و گله‌مندي از شكايت به غير باز دارد. يكي از درجات بلند عرفاني حضرت ابوالفضل‌(ع) درجه او در صبر است. او در صحنه كربلا برادران خود عبدالله و جعفر و عثمان را پيش از خود به ميدان مي‌فرستد و شهادت آنان را نظاره گر است اما هيچ اظهار شكوه نمي‌كند و با ايماني راسخ تا پاي جان از مولايش دفاع مي‌كند. به همین خاطر است که در زیارت نامه آن عالیمقام آمده است که:"السلام عليك ايها العبد الصالح المطيع لله و لرسوله، اشهد انك جاهدت و نصحت و صبرت حتي اتيك اليقين."

مقام شكر

شكر سه درجه دارد: نخست شكر بر اشياي محبوب و دلخواه، درجه دوم شكر بر امور ناگوار و درجه سوم آنكه بنده فقط منعم را شهود نمايد. بي‌گمان اگر عباس بن علی را چنين شهودي دست نداده بود، چگونه مي‌توانست كه مرگ در كام او از عسل هم شيرين‌تر باشد. ابوالفضل آن جرعه نوش شهادت بي‌گمان در آن لحظه‌هايي كه آب دستانش را بريده بودند، جز شهد اين شهود در جان نداشت.

مقام صدق

صدق نیز مراتبی دارد: صدق در نیت، صدق در زندگی و صدق دیگر این است که بنده در شناخت و معرفت قصد صادق باشد.حضرت ابوالفضل العباس(ع) در قصد خويش صادق بود و حيات خود را جز براي خدا نمي‌خواست. از اين رو در زيارتنامه آن حضرت صفت صدق نيز به وي نسبت داده شده است.

مقام فتوت

فتوت به این معناست که دشمني با مردمان را ترك گويي، و به كسي كه به تو آزار رسانده محبت نمايي و مرتبه والای فتوت این است که در سلوك الي‌الله به دليل عقل تمسك نجويي. که همه یاوران حضرت اباعبدالله(ع) مخصوصا حضرت اباالفضل اگر مي‌خواستند به دلايل عقل توجه نمايند، طريقي ديگر پيش‌رو بود اما آنان عاشق محبوب بودند و جز معشوق هيچ نمي‌ديدند.

عباس و ائمه اطهار(ع)

* امیرالمؤمنین علی(ع) در خطابی به همسر گرانقدرش ام‏البنین می فرماید: "نور دیده‏ات نزد خداوند منزلتى سترگ دارد و پروردگار در عوض آن دو دست بریده، دو بال به او ارزانى مى‏دارد كه با فرشتگان خدا در بهشت به پرواز درآید؛ آن سان كه پیشتر این لطف به جعفربن ابى‏طالب شده است." سپس خطاب به فرزند گرامی خود عباس فرمود: جلوتر بیا. عباس پیش روى پدر ایستاد و امام با دست خود، شمشیری را بر قامت بلند او حمایل نمود. سپس نگاهى طولانى به قامت او نمود و اشك در چشمانش حلقه زد و فرمود: "گویا مى‏بینم كه دشمن پسرم را احاطه كرده و او با این شمشیر به راست و چپ دشمن حمله مى‏كند تا این كه دو دستش قطع مى‏گردد."
* در زمان امام حسن مجتبی(ع) و پس از صلح و بازگشت امام به مدینه، عباس در كنار امام به دستگیرى از نیازمندان پرداخت و هدایاى كریمانه برادر خود را بین مردم تقسیم مى‏كرد. او در این دوران بود که لقب «باب الحوائج» یافت و وسیله دستگیرى و حمایت از محرومین جامعه گردید. او در تمام این دوران، در حمایت و اظهار ارادت به امام خویش كوتاهى نكرد.
* امام حسین بن علی(ع) هنگام خروج از مدینه به طرف کربلا ندا داد: " كجاست‏ برادرم ... كجاست ماه بنى‏هاشم؟ پس عباس جواب داد: بله بله اى آقاى من! آنگاه امام حسین فرمود: اى برادر، اسبم را حاضر كن، پس عباس اسب حضرت را حاضر نمود."
در عصر تاسوعا شمر با چهار هزار نفر وارد كربلا شد. یكى از نقشه‏هاى او براى كاستن از یاران امام حسین امان دادن به عباس و برادران او بود. وقتى جناب عباس شنید كه شمر امان نامه آورده اصلا به او اعتنا نكرد و جواب او را نداد، تا این كه امامش به او فرمان داد كه جواب شمر را بگوید، عباس فرمود: "چه مى‏گویى؟" عرض كرد: "شما و برادرانت در امانید." عباس غیرتمند سراسر وجودش آتش گرفت و فریاد او بلند شد: " دست‌هایت ‏بریده باد و لعنت بر آنچه كه از امان نامه آورده‏اى. اى دشمن خدا! آیا دستور مى‏دهى كه ما برادرمان و آقایمان حسین پسر فاطمه را رها كنیم و داخل اطاعت لعنت‏شدگان و فرزندان لعنت‏شدگان شویم؟ آیا به ما امان مى‏دهى در حالى كه فرزند رسول خدا در امان نیست."
* امام سجاد(ع) می فرماید: " خداوند حضرت عباس(ع) را رحمت كند كه به حق ايثار كرد و امتحان شد و جان خود را فداي برادرش كرد تا آنكه دو دستش قطع شد. لذا خداوند عزوجل در عوض،‌ دو بال به او عطا كرد تا همراه ملائكه در بهشت پرواز كند، همان طور كه به جعفر بن ابي طالب (ع) هم دو بال عطا فرمود و به تحقيق، حضرت عباس (ع) نزد پروردگار مقام و منزلتي دارد كه روز قيامت همه شهدا به آن مقام و منزلت غبطه مي خورند."
* امام صادق(ع) همواره از عمویش عباس تجلیل به عمل مى‏آورد و با درود و ستایش از او یاد مى‏كند و مواضع قهرمانانه‏اش در روز عاشورا را بزرگ مى‏داشت. از جمله سخنانى كه امام درباره قمر بنى‏هاشم(ع) فرموده است این است که: "عمویم عباس بن على بصیرتى نافذ و ایمانى محكم داشت. همراه برادرش حسین جهاد كرد، به خوبى از بوته آزمایش بیرون آمد و شهید از دنیا رفت..." امام صادق(ع) از برترین صفات مجسم در عمویش یعنی تیزبینی، ایمان محکم و جهاد، پرده بر می دارد.
در جای دیگر نیز امام صادق فرموده است: " شهادت مى‏دهم كه تو براى خدا و رسولش و برادرت خیرخواهى نمودى، پس تو چه نیكو برادر فداكار بودى."
* بقیة الله الاعظم، امام زمان(عج) در بخشى از سخنان پرمعنای خود در زیارت ناحیه مقدسه درباره عمویش عباس (ع) چنین مى‏گوید: "سلام بر ابوالفضل، عباس بن امیرالمؤمنین، همدرد بزرگ برادر كه جانش را فداى او ساخت و از دیروز بهره فردایش را برگزید، آنكه فدایى برادر بود و از او حفاظت كرد و براى رساندن آب به او كوشید و دستانش قطع گشت..."
منابع
- وقایع الایام
- نفس المهموم
- مفاتیح الجنان
- مولد العباس بن على
- زندگانى حضرت ابوالفضل العباس


 

نوشته شده توسط ( اميد به رب ) در دوشنبه دوازدهم خرداد 1393 ساعت 8:31 موضوع | لینک ثابت


علمدار حسین(ع)

 

 


 

نوشته شده توسط ( اميد به رب ) در دوشنبه دوازدهم خرداد 1393 ساعت 8:31 موضوع | لینک ثابت


یاحسین (ع)

سلام برحسین

سلام برتوای عصاره قرآن

سلام برتوای سالار شهیدان

سلام برتوای میوه زندگی فاطمه وعلی

بر ما بتاب که در تیرگی خاک

بی آفتاب یادتو

پامال عبور روز هاییم.

داستانی آموزنده از امام حسین (ع):

روش پند دادن گناه کار:

جوانی خدمت امام حسین(ع) رسید وگفت: من مردی گناه کارم و نمی توانم خود را از انجام گناهان باز دارم، مرا نصیحتی فرما.

امام حسین(ع)فرمود:

پنج کار را انجام بده و آنگاه هر چه می خواهی گناه کن.

اول :  روزی خدا رو مخور وهر چه می خواهی گناه کن.

دوم :  از حکومت خدا بیرون برو وهر چه می خواهی گناه کن.

سوم : جایی را انتخاب کن تا خداوند تورانبیندوهرچه می خواهی گناه کن

چهارم :  وقتی عزرائیل برای گرفتن جان تو آمد او را از خود بران وهر چه می خواهی گناه کن

پنجم : زمانی که مالک دوزخ تو را به سوی آتش می برد در آتش وارد مشو وهر چه می خواهی گناه کن.

جوان اندکی فکر کرد وشرمنده شد ودر برابر واقعیت های طرح شده چاره ای جز توبه نیافت.

 

میلاد خط سرخ عشق، سومین پرچم دار قله

 

امامت ودیانت اباعبدالله الحسین م بارک باد.

 


 

نوشته شده توسط ( اميد به رب ) در یکشنبه یازدهم خرداد 1393 ساعت 9:15 موضوع | لینک ثابت


آقا جان

سلام بر خلیفه خدا در زمین...سلام بر مظلوم ترین مهربان ...سلام برپدر و مولایم

صاحب الزمان

در هر قنوتم برایت دعا می کنم ...سجاده ام گاهی پر از اشک می شود...شب ها

که برای نماز شب بر میخیزم ُبا خود می گویم الان بر کدام ابر نماز می خوانی؟میدانم

 هرشب بر اعمال ما گریه می کنیُ آخر تو که این همه مصیبت دبده ای ُ دیگر برای ما

 

چه میگرییُ قربون اون قلب مهربونت برم..آقا جان...

 

هر روز در هر نمازم و هر نفسم از خدا تورا میخواهم اما نمی دانم آیا اثری  دارد یا نه

 ؟تنها یک حاجت دارم آن هم فرج شماست البته فرج خودم و همه ی آدمها..آقا جان

 برایمان دعا کن از این  خواب بیدار شویم و   قلب نازنینت را آزار ندهیم...

با اینکه همیشه دعا میکنم بیایی و میدانم که می آیی ولی همیشه ته ته قلبم می

 ترسم  که اگر تو آمدی نکند من از آن کوفیان باشم که نامه فرستادن برای جدت امام

حسین و گریه هم کردند برایش ُاما.... در این زمانه نمی توانم خوب را از بد تشخیص

 دهم...گاهی میبینم بعضی ها که به ظاهر مذهبی هستند فقط نام شمارا یدک

میکشند تا پلی برای شهرت و جاه طلبی  و خود نمایی بسازند...اما بازهم امید به

مهربانیت دارم

یا صاحب الزمان خودم را و همه ی انسان ها را به تو می سپارم ..کمک کن در این

عصر دلسنگی و غفلت خواب نباشم و یا خودم را به خواب نزنم..امیدوارم در این نیمه

شعبان کنار شما باشم و باهم جشن بگیریم..


 

نوشته شده توسط ( اميد به رب ) در جمعه نهم خرداد 1393 ساعت 12:24 موضوع | لینک ثابت


ماه مبارك شعبان

اسباب آمادگى براى میهمانى خدا

زیاد دعا و استغفار و تلاوت قرآن داشته باش و از گناهانت به درگاه خدا توبه كن، تا در حالى ماه خدا سوى تو آید كه براى خدا خالص شده باشى. هیچ امانتى را بر عهده خویش باقى نگذار، مگر آن كه ادا كرده باشى، و هیچ كینه ‏اى را در دلت نسبت به مؤمنى نگاه مدار...

مراقبات ماه شعبان المعظم

ماه شریف شعبان برای سالك الی الله بسیار با ارزش است. یكی از شبهای قدر در این ماه می باشد و كسی در آن متولد شده كه خداوند بواسطه او وعده پیروزی به تمامی دوستان، پیامبران و بر گزیدگانش داده است. و وعده داده، بوسیله او بعد از پر شدن زمین از ظلم جور، آن را پر از قسط و عدل نماید. از مقام آن همین بس كه ماه رسول خدا صلوات الله علیه بوده و حضرتش صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: "شعبان ماه من است، خداوند كسی را كه مرا در ماهم یاری كند، بیامرزد."


 

نوشته شده توسط ( اميد به رب ) در جمعه نهم خرداد 1393 ساعت 12:22 موضوع | لینک ثابت


ماه مبارك شعبان

فضیلت و اعمال مشترکه ماه شعبان

هر روز هفتاد مرتبه ذکر «اَسْتَغْفِرُاللهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ» گفته شود و همچنین در این ماه صلوات بسیار فرستاده شود . از اعمال مهم اين ماه ، عمل كردن به روايت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) است كه فرمودند:
((در هر پنج شنبه از ماه شعبان ، آسمانها زينت شده و آنگاه فرشتگان عرض مى كنند: خداى ما! روزه داران شعبان را ببخش و بيامرز و دعايشان را اجابت فرما!)) ...


 

نوشته شده توسط ( اميد به رب ) در جمعه نهم خرداد 1393 ساعت 12:20 موضوع | لینک ثابت


صلوات

 

اللهم صل علي محمد و آل محمد

 

و عجل الفرجهم


 

نوشته شده توسط ( اميد به رب ) در جمعه نهم خرداد 1393 ساعت 12:16 موضوع | لینک ثابت


بابام رو تو ندیدی ...؟


گنجشک ناز و زیبا، که میپری اون بالا

بال و پرت به رنگ خاک، دلت مهربون و پاک

به من بگو وقتی که پر کشیدی بابام رو تو ندیدی؟

 

 

دیدمش از این جا رفت اون بالا بالاها رفت

پیش ستاره ها رفت

یواش و بی صدا رفت





ستاره آی ستاره، پولک ابر پاره

خاموشی و می تابی، بیداری یا که خوابی

به من بگو وقتی که خواب نبودی بابام رو تو ندیدی؟

 

 

دیدمش از این جا رفت اون بالا بالاها رفت

از اون طرف از اون راه

رفته به خونه ی ماه





ماه سفید تنها، که هستی پشت ابرا

نقره نشون کهکشون، چراغ سقف آسمون

به من بگو وقتی که نور پاشیدی، بابام رو تو ندیدی؟

 

 

همینجا پیش من بود، نموند و رفت زود زود

اون بالا بالاها رفت

بابات پیش خدا رفت

 

 

خدا که مهربونه، پیش بابام می مونه

گریه نمیکنم من، که شاد نباشه دشمن

 

http://upsara.com/images/xum9tosy3dmi1614jyu.jpg

 


 

نوشته شده توسط ( اميد به رب ) در دوشنبه پنجم خرداد 1393 ساعت 17:9 موضوع | لینک ثابت


شهدا


 

نوشته شده توسط ( اميد به رب ) در دوشنبه پنجم خرداد 1393 ساعت 17:6 موضوع | لینک ثابت


شهدا


 

نوشته شده توسط ( اميد به رب ) در دوشنبه پنجم خرداد 1393 ساعت 17:5 موضوع | لینک ثابت


عيد مبعث

غار حرا سراسر لبریز نور سرمد

جبریل آمد و گفت قم فانذر محمد

برخیز و رهبری کن،بر یار یاوری کن

بر خلق هر دو عالم، از حق پیمبری کن

سلام بر مبعث، پیام خیزش انسان، از خاک تا افلاک !
سلام بر مبعث، انفجار نور و ظهور همه ارزش‏ها در صحنه حیات بشر !
بعثت پیامبر اکرم(ص) مبارک باد


 

نوشته شده توسط ( اميد به رب ) در دوشنبه پنجم خرداد 1393 ساعت 16:54 موضوع | لینک ثابت


تکثیر نسل؛ جهاد امروز ما

آیت‌الله روح‌الله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) در تازه‌ترین جلسه تفسیر قرآن  که به تفسیر آیات 30 تا 33 سوره بقره پرداخت وبعد درآخر جلسه درهنگام دعا درمورد وضعیت جمعیتی وتکثیر جمعیت درکشور پرداخت:

پروردگارا! به اولیاء و انبیائت، ما را با قرآن، زنده بدار؛ ما را با قرآن، بمیران؛ ما را با قرآن، مأنوس حقیقی بگردان؛ ما را عامل به آیات قرآن کریمت قرار بده.

 خدایا! قرآن ناطق، آقا جانمان، به فریادمان برسان. ما را مطیع قرآن ناطقت بگردان. ما را جزء سربازان حقیقی قرآن ناطقت بگردان. نایب قران ناطقت، امام‌المسلمین، رهبر عظیم‌الشّأنمان را محافظت بفرما.

 خدایا! دشمنان قرآن و دشمنان قرآن ناطقت و در رأس آن‌ها، صهیونیسم جهانی، یهود، ریشه‌کن بگردان. دو بازوی یهود، این دشمنان قرآن و دشمنان قرآن ناطقت؛ یعنی وهابیّت و بهائیّت ملعون را قلع و قمع و نیست و نابود بگردان.

 خدایا! ما را هشیار و بیدار بگردان.

 یک نکته‌ای هم به شما بگویم و بحث را تمام کنم. من باز در آخر بحثم هشدار می‌دهم و قصد دارم این مطلب را همیشه در آخر مباحث تفسیر، اخلاق و ... بیان کنم و آن، این که خطر بسیار عظیمی دارد ما را دربرمی‌گیرد که باید بیدار و هشیار باشیم و به سمت تکثیر نسل برویم.

 

اگر قرآن، اسلام را قبول داریم، اگر وطنمان را دوست داریم، باید بدانیم خطر بزرگی در پیش رو داریم. من مجمل می‌گویم، تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل، خیلی از مطالب را نمی‌توانم باز کنم، امّا عزیزم! تکثیر نسل! تکثیر نسل! تکثیر نسل! خطر، جدّی است!

 یک موقعی حضرت آقا می‌فرمودند: در باب فرهنگ مواظب باشیم، این‌ها دارند تهاجم می‌کنند، بحث تهاجم فرهنگی بسیار مهم است و ... . یک بار دیگر فرمودند: شبیخون فرهنگی است. بعد هم فرمودند: دیگر تمام شد و غارت کردند، غارت فرهنگی!

 حالا هم باید بدانیم که این خطر هم خیلی جدّی است، نشود یک روزی که خدا نیاورد، مهدیه‌هایی وجود نداشته باشد! حالا را نبینیم و بگوییم: مگر می‌شود؟! امّا اگر بشود، وامصیبتا می‌شود! من سربسته دارم می‌گویم، مراقب باشیم که کشور علوی، کشور چیز دیگری نشود!

 امام زمان، امیدش به ایران است. نکند نعوذبالله، نستجیربالله، امید امام زمان را ناامید کنیم. همه چیز را به خودش بسپارید. تربیت فرزند را به خودش بسپارید، وضع اقتصادی را به خودش بسپارید و ... . مگر ما نبودیم که خانواده‌هایمان، هفت، هشت بچّه داشتند و صبح تا شب هم در خیابان بودند و ... . حالا نگوییم الآن ماشین است و خطرناک است. آن موقع هم طور دیگری می‌زدند، مثلاً زیر گاری می‌رفتند و ... . لباس بچّه بزرگ‌تر را برای بچّه کوچک می‌پوشیدند و ... . حالا باید لباس هر کدام از بچّه‌ها مجزا باشد و ... . حالا ما که شاید فقط یکی دو بار لباس نو به تنمان دیدیم که برای خودمان باشد، بزرگ نشدیم؟!

 اگر بخواهیم، می‌توانیم زمانه را تغییر دهیم. امّا اگر مدام دنبال ماهواره و تبلیغات تلویزیون که مردم را به تجمّل‌گرایی دعوت می‌کند، بودیم؛ معلوم است که دیگر آن‌گونه نمی‌توانیم زندگی کنیم.

 حالا من کاری به زمان و مکان و ... ندارم، کلّی می‌گویم که مراقب باشیم طوری نشود که نعوذبالله کس دیگری حاکم بر ما شود و ما فقط بنشینیم و بگوییم: زمانه تغییر کرده و ... . امّا آن‌ها تولیدمثلشان زیاد شود و بعد ما گرفتار شویم.

 الآن طوری شده که دیگر حضرت آقا صدایشان درآمده است. حاج آقای آقاتهرانی محضر آقا رفتند و گفتند: آقا! ما راجع به چه مطلبی صحبت کنیم، اقتصاد، فرهنگ، سیاست و ...؟ آقا فرمودند: همه این‌ها را کنار بگذارید، به مبلّغین بگویید فقط راجع به نسل صحبت شود؛ چون خطر بزرگ، اینجاست.

 حالا نمی‌دانم که ما متوجّه می‌شویم یا خیر. خدایا! یا صاحب الزّمان! ما داریم تکلیف شرعی خودمان را انجام می‌دهیم.

 پروردگارا! نسل محبّین اهل‌بیت را روزافزون بگردان.

 خدایا! این نسل را وسعت و برکت بده.

 خدایا! بر این مملکت امام زمان، دشمنان ولایت و دشمنان اهل‌بیت مسلّط مگردان.

 «السّلام علیک یا أباعبداللّه»

 من می‌ترسم همین سلامی هم که می‌دهیم، ابی‌عبدالله بگویند: مدام سلام می‌دهید که چه شود؟! بروید، بروید نسل درست کنید. این حرف را به مزاح نگیرید. بعضی از موارد را در قالب تمثیل می‌گویم، دیگر خودتان متوجّه شدید که خوب است و إلّا من، خیلی نمی‌توانم باز بگویم.

 لذا بترسیم از آن زمانی که اباعبدالله بگویند: من اصلاً روضه و سلام شما را قبول ندارم. یا امام زمان با این که امام کریم هستند و این‌چنین نمی‌گویند، امّا طوری شود که بگویند: بروید ...، من اصلاً نمی‌خواهم برای سلامتی من دعا کنید. بروید آن کاری را که از شما می‌خواهم، انجام بدهید. گریه و دعا و ... را نمی‌خواهم، الآن کار عملیّاتی از شما می‌خواهم. لذا جهاد امروز ما، این است.

 «السّلام علیک یا أباعبداللّه»


 

نوشته شده توسط ( اميد به رب ) در چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393 ساعت 13:23 موضوع | لینک ثابت


با صحبت های شهیدآوینی چادری شدم

وقتی اول راهنمایی بودم برای رفتن به مدرسه ، اول مهر خانواده ام برایم چادر خریدند، پوشیدم اما ... نگاهم به چادر ابزاری بود به قولی ارزش چادر برای من متری چند و فلان جنس بود و نگاهم به آن مثل یک ابزار که با آن به مدرسه بروم ( آن زمان در شهر ما چادر یک امر کاملا متعارف در حد اجبار بود)

همیشه چادر را دست و پاگیر می دانستم و پیش خودم فکر می کردم اگر روزی به من اجازه داده شود بین داشتن و نداشتن چادر یکی را انتخاب کنم حتما گزینه ی دوم را برخواهم گزید.

آن موقع ها هنوز با شهدا آشنا نشده بودم تا سوم راهنمایی که دایی ام کاملا تصادفی یک کاست از صدای شهید آوینی به من هدیه داد...

تا قبل از آشنایی با شهید آوینی دفاع مقدس را فقط کشتن و کشته شدن و آتش و خونریزی می دانستم شهید آوینی نگاه مرا به دفاع مقدس متعالی کرد و باب جدیدی را در زندگی ام گشود صدای اسمانی شهید آوینی در عمق جانم نشست و باعث شد مستند روایت فتح را هم پیگیری کنم.

 بدین تریتیب بود که دفاع مقدس برایم تعریف شد و از آن به بعد به دنبال تمام ابعاد دفاع مقدس رفتم و امروز تمام هدفم این است که زندگی ام دفاع مقدسی باشد این هدف حتی روحیه ام را هم تغییر داد به گونه ای که خودم را شادترین و سرزنده ترین دختر فامیل می دانم.

آن موقع روز به روز ارادتم به شهید آوینی بیشتر می شد تا جاییکه تصمیم گرفتم مثل او باشم و نتیجه ی تحقیقاتم در باره ی او این بود که آوینی شدن یعنی حفظ ارزش ها و احترام و ارادت به حضرت زهرا سلام الله علیها

همان سال بود که از طرف مدرسه ( یادم نیست به چه مناسبتی) یک چادر هدیه گرفتم. آن چادر برای من دیگر یک ابزار دست و پا گیر نبود بلکه یک وسیله ی ارزشمند بود برای رسیدن به هدف باارزشم

از آن زمان تا به حال آن را امانت حضرت زهرا سلام الله علیها می دانم و آن قدر برایم مقدس و محترم است که هروقت به خانه می رسم هرچقدر خسته یا پرمشغله باشم تا چادرم را مرتب تا نزنم آرام نمی گیرم

به امید اینکه تا آخر امانت دار راستین حضرت زهرا سلام الله علیها باقی بمانیم


 

نوشته شده توسط ( اميد به رب ) در چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393 ساعت 9:0 موضوع | لینک ثابت


جملات زیبا شهید آوینی


مکه برای شما، فکه برای من!

بالی نمی خواهم، این پوتین های کهنه هم می توانند مرا به آسمان ببرند….

شهید آوینی


 

نوشته شده توسط ( اميد به رب ) در چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393 ساعت 8:58 موضوع | لینک ثابت